X
تبلیغات
قاریان قرآن کریم

قاریان قرآن کریم

زندگینامه و تلاوت های قاریان مشهور جهان اسلام

زندگینامه استاد مصطفی اسماعیل

اکبرالقراء استاد مصطفي اسماعيل از مشاهير و نوابغ علم قرائت قرآن در جهان اسلام است که کلام خدا را با آهنگي بسيار لطيف و دلنشين و با الحاني منطبق با معاني و مفاهيم الهي تلاوت مي کند . وي استادي است بي بديل که در فن قرائت سبکي بسيار ممتاز دارد . مردي است که تمامي قاريان جهان در آستان پر از معنويتش سر تعظيم فرود مي آورند و همه به او عشق مي ورزند .به راستي که تلاوت شيوا و ممتاز قاري برجسته اي چون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل که توأم با دلپذير ترين نغمات آسماني و کلام روح بخش آيات الهي مي باشد جان را طراوت و آرامش مي بخشد و اينچنين است که رسول خدا صلي الله عليه وسلم مي فرمايند «صداي نيکو زينتي است براي قراء». قاريان مبرز و اهل فن بر اين عقيده اند که صوت محزون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل داراي صفا و پختگي و جذبه اي روحانيست که به دلهاي مستمعين مي‌نشيند و از گيرايي خاصي برخوردار است .مصطفي را ، نه تنها قرائت او بلکه تواضع و جوانمردي اش دوست داشتني مي کند . وقتي سوره احزاب را مي خواند مردم چنان فرياد به تحسين اومي گشايند که مجلس به خود مي لرزد و وقتي در اثناي قرائت با تواضع و افتادگي از مردم اجازه پايان قرائت خود را مي خواهد ، آن ها به او اصرار مي ورزند و از او ادامه قرائت را التماس مي کنند .

 او نيز مي خواند و آنگاه يکي از قرائت هاي استثنايي تاريخ را مي آفريند و سوره الحاقه را چنان مي خواند که مستمعين را هوش از سر به در مي شود . تلاوتهاي مرحوم استاد مصطفي اسماعيل تا اعماق جان انسان رسوخ نموده و مستمع را به انديشيدن در آيات الهي قرآن و پند و عبرت گرفتن از کلام پروردگار متعال ترغيب مي‌کند . بجاست در اين زمينه به سخنان حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي که در جمع قاريان و کارکنان راديو قران ، ايراد فرموده اند توجه کنيد :«هنر قاري قران اين است که هرچه بيشتر معاني قران را در ذهن مستمع مجسم بکند ؛ به اين نکته توجه کنيد : اينکه ميبيند يک تلاوت گري يکدفعه گل ميکند و اهل نظر و اهل بصيرت او را قبول ميکنند بي جهت نيست يک علتي دارد .

                      

 شيخ مصطفي اسماعيل يا عبدالفتاح و اساتيدي از اين قبيل کساني هستند که وقتي قرآن مي خوانند شما مي‌بينيد مفاهيم قران در ذهنشان مجسم است ؛ احساس مي کنيد او دارد مفاهيم را به شما ميدهد نه حرف را ؛ علت (شهرتشان) اينها هست لذاست که اينها در همان منطقه خودشان هم معروف مي شوند و ديگران و شاگردهايشان مقلد اينها مي شوند . و شما نگاه کنيد بين اين قراء بزرگ ؛ مثلا شيخ مصطفي اسماعيل که من دقت کردم و شايد ديگران هم همين طور باشند من نديدم جايي در وقف مطلق مصطفي اسماعيل نايستد ؛ معمولا مي ايستد ؛ شما هم بايستيد ؛ اين ايستادن صدا را زيباتر و دلنشين تر مي کند و هم معني ؛ اين هم يک نکته بود » .

شيوه اي را که مرحوم مصطفي اسماعيل در علم قراءات مبتکر آن بوده است شاهکاري برجسته است که در آن قاري قرآن همزمان با تلاوت و بيان علم تجويد قادر است تا مفاهيم آيات الهي را به مستمعين برساند و تجسم عيني مفاهيم عميق قرآني را ايجاد نمايد و اينچنين است که جوهر و بطن قرآن کريم در لحن زيباي قاري گرانقدر و ارجمندي چون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل مي درخشد . مرحوم استاد به کليه قراءات سبعه و راويان قراء تسلط و چيرگي خاصي داشت و با قرائت گوناگون قرآن کريم را تلاوت مي نمود ، اما اکثراً به قرائت ورش مصري به تلاوت آيات مبادرت مي ورزيد .همچنين او به تمامي مقامات و الحان قرآني مهارت و استادي وافري داشت بطوري که اهل فن او را يگانه مقري قرآن مي دانند .مصطفي در ناحيه طنطا از کشور مصر متولد گرديد و تحت آموزش اوليه استاد سيد البدوي قرائت قرآن را فرا گرفته ، سپس در ناحيه طنطا در مؤسسه الاحمدي به همراه شيخ خليل الحصري در محضر شيخ «ابراهيم سلّام» که از بزرگترين اساتيد آن زمان بود به تحصيل علوم عالي قرائت پرداخت . زماني که مصطفي براي اولين بار به شهر قاهره مسافرت کرد ، در ملاقات با شيخ محمد رفعت قرائت قرآن نمود ، آنگاه امام القرّاء دستانش را در ميان گرفته ، آينده اي درخشان را به او نويد داد . او که يک نابينا بود با چشم بصيرت مصطفي را به خوبي شناخت و زيبايي کار او را در اعماق وجود خويش احساس کرد .

                    

 مصطفي يکي از اساتيد مسلم علم قرائت است ، استادي که با آشنايي با نغمات و مقامات موسيقي و علم تجويد ، بهترين و بالاترين قرائت ها را آفريده است . او مي گويد : « طريقه تجويد و صوت قرآن کريم بر پايه حدود 18 مقام استوار است که برخي از آنان عبارت اند از : بيات و مشتقات آن... صبا ، شور ، حجاز ، رست ، سه گاه ، عجم ، مرمل ، نهاوند ، عشاق و ... » از نظر مصطفي يک قاري قرآن که داراي صوتي زيباست ناگزير است که با موسيقي آشنا باشد و نيز وقف و ابتدا را بايد بداند ، اما اين همه در شرايطي است که قاري به اصول تلاوت خللي وارد نساخته و حق آيات را ادا کند . صوت خوش در آيات و احاديث نيز پسنديده است و همواره مورد تاييد بوده است . آنجا که حضرت رسول (ص) فرمودند : « قرآن را با صوت زيبا ، نيکو بخوانيد » و همچنين مي فرمايند : « آن کس که قرآن را با تَغَنّي و آهنگ قرائت نکند از ما نيست ». همه مي دانند مقصود از غنا و آهنگ در اينجا صوت نيکوست . صوتي که حق تلاوت را آن چنان که مورد رضاي خداست فراهم مي سازد .مرحوم استاد حصري درباره صوت استاد مصطفي اسماعيل مي گويد « او از جمله قاريان ممتازي است که در بيان الحان قرآني تسلط و استادي خاصي داشت.از نظر مصطفي يک قاري قرآن بزرگترين و بهترين سفير براي اسلام و کشور خود مي باشد . وي در اين راستا عنوان مي کند که در سفري که در سال 1352 به ترکيه داشته است استقبال زيادي از سوي مردم و مقامات کشوري صورت گرفت ، تا آنجا که نخست وزير ترکيه خود شخصاً به استقبال و ديدار با وي آمدند و به همراه وزير فرهنگ به مدت نيم ساعت با وي به گفتگو نشستند ، پس از آن قرآني را که حروف آن با آب طلا نوشته شده بود ، به او هديه کردند . و نيز طي مسافرت هايي که به لبنان داشت از سال 1353 به مدت 3 سال در ايام ماه مبارک رمضان به تلاوت قرآن در اين کشور پرداخت ؛ در اينجا نيز به او نشان درجه يک کشور را اعطا کردند . شيخ مصطفي اسماعيل به کشورهاي بسيار زيادي در اقصي نقاط جهان مسافرت کرده است . وي مي گويد : « يک قاري قرآن در قلوب مسلمين جهان جايگاه ويژه اي دارد . مردم از او استقبالي شايسته شخصيت او به عمل مي آورند ، حتي از زماني که قدم در فرودگاه آن ديار مي گذارد ، روزنامه ها و مجلات پيرامون تاريخ زندگي او و تاريخ کشورش ، مقالات بسيار مي‌نويسند و راديو و تلويزيون نيز در اين رابطه به پخش برنامه هايي اهتمام مي ورزند ».رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي به تلاوت هاي مصطفي اسماعيل علاقه وافري دارند . ايشان مي فرمايند : « علّت شهرت اين قاري اين است که به هنگام تلاوت مفاهيم و مضامين را در ذهن مجسم مي کند...»آري استاد مصطفي ، از اساتيد برجسته اي است که چون تلاوت مي کند ، هر جا که شنونده اي باشد بي اختيار به تحسين و تشويق او لب مي گشايد . آنگاه که لفظ (ماءِ) را تلاوت مي کند ، چنان مي خواند که مستمع آب را در مقابل ديدگان مجسم مي کند . اين حالت در تمامي کلمات و آيات مشهود است .از مشهورترين اماکني که استاد در آن مکان ها به تلاوت قرآن پرداخته است ، مسجد جامع اموي ، جامع کبير در لبنان ، مسجد امام حسين (ع) در عراق ، مسجدالاقصي ، مسجدالحرام و مسجد جامع کبير در پاريس را مي توان نام برد .اين اساتيد بزرگ علم قرائت قرآن علاوه بر تلاوت هاي مجلسي ، تمامي قرآن کريم را نيز به شيوه ي تحقيق و ترتيل قرائت کرده است که در اکثر کشورها ، شيفتگان کلام الهي ، به تلاوت هاي زيباي او گوش جان سپرده ، از آن بهره ها مي گيرند و قاريان بسيار با استماع تلاوت هايش دراين راه به مراتب اعلي در قرائت قرآن رسيده اند . تلاوت هاي اين استاد مسلم علم قرائت همه هفته از راديو قرآن جمهوري اسلامي ايران به سمع دوستداران تلاوتهاي ايشان مي رسد .سرانجام شيخ مصطفي اسماعيل پس از عمري پربار ، در حالي که شيفتگان بيشماري از تلاوت هاي دلنشين خويش برجاي گذارده بود ؛ در سال 1359 ه.ش. در شهر قاهره به سوي معبود شتافت و بدين سان جهان اسلام در غم از دست دادن نابغه اي - که سراسر جهان به عظمتش معترف بود - سوگوار گرديد . فردي که با صوت و لحن دلنشين اش توانست بسياري را فراسوي دين مبين اسلام رهنمون سازد . همانگونه که خود بارها گفته بود : يک قاري قرآن بزرگترين سفير قرآن عزيز است .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 18:54  توسط امین کردبچه چنگی  | 

زندگینامه استاد طه الفشنی

شاید به ندرت بتوان كسی را یافت كه ابتهال بسیار زیبای «حب الحسین» شاهكار ماندگار استاد «طه الفشنی» را نشنیده باشد؛ گزارش زیر شخصیت و ویژگی‌های فنی تلاوت قرآن و ابتهالات این قاری و موشح را بررسی می‌كند.استاد «طه موسی حسن» مشهور به «طه الفشنی» از مبتهلان و قاریان قرآن كریم مصر در سال 1900 میلادی مطابق با 1279 هجری شمسی در شهر «فشن» از توابع استان «بنی سویف» دیده به جهان گشود.

وی اولین مؤذن مسجد امام حسین(ع) در قاهره بود و چنان‌ كه آثار به‌ جای مانده از تلاوت‌ها و ابتهالاتش گواهی می‌دهد، وی فردی نابغه و توانا در علم موسیقی بود، همچنین بر فنون و قواعد تلاوت قرآن كریم تسلط و چیرگی كامل داشت.

این استاد تنها یك قاری قرآن نبود، بلكه حیاتش را به عنوان یك منشد و موشح آغاز كرد، در وجود این استاد گرایش‌های دینی و علاقه‌ای وافر به قرآن كریم وجود داشت كه او را از مسیر خوانندگی و نوازندگی و انشاد و تواشیح به قرائت كشانید.

طه الفشنی مبانی قرائت و حفظ قرآن كریم را در زادگاه خود آموخت و بدین‌سان مدرك دوره ابتدایی را در سال 1916 میلادی مطابق با 1295 هجری شمسی دریافت كرد و پس از آن كل قرآن كریم را حفظ كرده و به مدرسه معلمان پیوست، وی همچنین موفق شد در سال 1919 میلادی مطابق با 1298 هجری شمسی به دانشگاه الازهر در قاهره بپیوندد.

این استاد بسیاری از نغمات را به قرائت قرآن كریم با حفظ احكام تلاوت داخل كرد، او معتقد بود كه یك قاری نمی‌تواند قاری باشد تا زمانی‌ كه موسیقی را در وهله اول آموخته باشد و اگر جز این باشد چگونه خواهد توانست مردم را از استماع قرائتش به شادی و نشاط درآورد كه البته این نظر، نظری شخصی است كما این‌كه بعضی دیگر از قاریان این نظر را رد كرده‌اند.

استاد طه الفشنی نیز پس از این اقدام رادیو با همیاری استاد «عبدالباسط محمد عبدالصمد» و «عبدالقادر حاتم» وزیر فرهنگ و ارشاد آن زمان مصر به اعتراض برخاست و رادیو نیز به خصوص پس از وساطت استاد «مصطفی اسماعیل» سعی در راضی كردن وی برآمد.

ورود به رادیو

طه الفشنی در محضر استاد «سید درویش» كه حافظ قرآن بوده و به انشاد دینی اشتغال داشت نغمات قرآنی را آموخت، در آن زمان «سعید لطفی» مدیر وقت رادیوی مصر تلاوت زیبایش را در یكی از شب‌های ماه مبارك رمضان در مسجد امام حسین(ع) قاهره شنید و از او دعوت كرد كه به رادیو بیاید و از این طریق برای مردم به اجرای برنامه بپردازد.

وی همچنین در محضر استاد «علی محمود» شاگردی كرده و از او علم انشاد و مدایح نبوی را آموخت، وی همچنین به گروه تواشیح استاد علی محمود پیوست و پس از آن نیز در گروه تواشیح استاد «ابراهیم فران»، صاحب موشحات مشهور به اجرای برنامه پرداخت و پس از اندك زمانی فنونی مستقل بنا نهاده دارای گروه و اسلوبی مختص خود شد.

 «طه الفشنی»؛ طلایه‌دار فنون انشاد دینی و تواشیح

استاد طه الفشنی در رهبری فن تواشیح و سایر فنون انشاد دینی نقشی بسزا و عظیم داشت، چرا كه همواره در راستای دیدارش با مندشان بزرگ آن زمان، آنان را به استمرار این طریق و كشف استعدادها و هدایت آن‌ها دعوت می‌كرد و این امر پس از رحلت پایه‌داران مكتب انشاد و تواشیح تأثیری بسزا در استمرار این مكتب به جا گزارد. 

 

 «طه‌الفشنی»؛‌مبتهلی‌آشنا‌به‌فنون‌تلاوت

طه الفشنی مبانی قرائت و حفظ قرآن كریم را در زادگاه خود آموخت و بدین‌سان مدرك دوره ابتدایی را در سال 1916 میلادی مطابق با 1295 هجری شمسی دریافت كرد و پس از آن كل قرآن كریم را حفظ كرده و به مدرسه معلمان پیوست

وی توانست جایگاه عظیم خویش را در دهه 40 در میان قراء بلندمرتبه به خوبی تثبیت كند، تا آن‌جا كه در قصرهای «عابدین» و «رأس‌التین» در حضور «ملك فاروق» پادشاه وقت مصر، به همراه استاد «مصطفی اسماعیل» به تلاوت قرآن بپردازد.

در سال 1963 میلادی و آن زمان كه شبكه تلویزیونی در مصر افتتاح شد استاد طه الفشنی از اولین كسانی بود در در آن به تلاوت قرآن پرداخت و با صدای زیبا و ملكوتی خود عاشقان و تشنگان معارف ناب قرآنی را سیراب كرد.

استاد طه الفشنی چنان اقتدار و تسلطی بر اصول تلاوت قرآن پیدا كرد كه به سرعت توانست به واسطه صوت زیبا و حلاوت تلاوتش، همچنین رعایت تمامی قواعد و اصول قرائت قرآن كریم، مقامی عظیم را از آن خود سازد.

طه الفشنی در ادامه فعالیت‌های خود ریاست مجمع قراء قرآن كریم را به عنوان یكی از مشهورترین قاریان قرآن كریم چه از حیث تجوید و چه از حیث صوت و لحن عهده‌دار شد و این زمانی بود كه وی یكی از قوی‌ترین اركان عرصه تواشیح و مدائح نبوی به‌ شمار می‌آمد.

وی به كشورهای زیادی برای تلاوت قرآن كریم مسافرت كرد و در واقع یكی از بهترین سفیران برای قرآن كریم بود، وی همچنین نشان‌های لیاقت و درجه‌های ممتاز كشورهایی كه به آن‌ها مسافرت می‌كرد و در آن‌جا به تلاوت قران می‌پرداخت از دست رؤسای جمهور و وزیران آن كشورها دریافت می‌كرد.

این استاد فن تلاوت قرآن كریم پس از برجا گذاشتن آثار ماندگاری در عرصه ابتهال مانند «حب الحسین» و «میلاد طه» سرانجام در سال 1971 میلادی مطابق با 1350 هجری شمسی در سن 71 سالگی بر اثر بیماری درگذشت؛ روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

تحلیلی كوتاه درباره تلاوت‌های استاد طه الفشنی

شاید اگر كسی قبل از این‌كه تلاوت‌های قرآن استاد طه الفشنی را بشنود، ابتهال‌های بسیار زیبای این استاد را استماع كند بگوید كه وی در عرصه تلاوت قرآن كریم نتوانسته است آن‌چه را كه باید باشد به منصه ظهور برساند و اجرا كند.

اما در حقیقت باید گفت كه زیبایی، پختگی و فنی بودن تلاوت‌های استاد طه الفشنی اگر از ابتهالات وی بیشتر نباید كمتر نیز نیست به طوری كه اگر كسی تلاوت سوره‌های «كهف» و «مریم» این استاد را شنیده باشد به طور قطع بر این نظر صحه خواهد گذاشت. 

این استاد تنها یك قاری قرآن نبود، بلكه حیاتش را به عنوان یك منشد و موشح آغاز كرد، در وجود این استاد گرایش‌های دینی و علاقه‌ای وافر به قرآن كریم وجود داشت كه او را از مسیر خوانندگی و نوازندگی و انشاد و تواشیح به قرائت كشانید.

طه‌الفشنی؛ رئیس مجمع قراء مصر

طه الفشنی در ادامه فعالیت‌های خود ریاست مجمع قراء قرآن كریم را به عنوان یكی از مشهورترین قاریان قرآن كریم چه از حیث تجوید و چه از حیث صوت و لحن عهده‌دار شد و این زمانی بود كه وی یكی از قوی‌ترین اركان عرصه تواشیح و مدائح نبوی به‌ شمار می‌آمد

صدای استاد طه الفشنی از زیبایی خاصی برخوردار است كه تأثیرگذاری تلاوت وی را در مخاطب دوچندان می‌كند، این استاد به طور معمول علاقه‌مند است كه بیشتر در پرده صوتی خاص خود به تلاوت قرآن بپردازد و این امر نیز باعث می‌شود كه وی بتواند فرازهای بلند از آیات را با یك نفس بخواند.

طه الفشنی در تلاوت قرآن كریم یك و نیم اكتاو صوتی را به صورت كامل اجرا می‌كند و صدایش نیز از زنگ و طنین بسیار خوب و البته از مساحت صوتی به نسبت متوسطی برخوردار است.

سخن آخر

هرچند كه هر وقت نامی از طه الفشنی برده شود همه به یاد ابتهال بسیار زیبای «حب الحسین» او می‌افتند و در حقیقت در میان جامعه قرآنی وی بیشتر یك مبتهل است تا یك قاری صاحب سبك، اما باید گفت كه تلاوت وی نیز نكاتی وجود دارد كه در تلاوت دیگر قاریان شاهد نیستیم.

طه الفشنی در بسیاری از تحریرهای خود در پایان یك فراز از آیه، از تحریرهای بسیار نرم و فنی استفاده می‌كند و اگر بخواهیم لحن وی در تلاوت قرآن را نیز بررسی كنیم، از برخی تركیب‌های لحنی ناب و مختص به خود در تلاوت قرآن استفاده می‌كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:13  توسط امین کردبچه چنگی  | 

زندگینامه استاد محمود صدیق منشاوی

در سال 1348 آن زمان كه استاد شهير علم قرئت قرآن محمد صديق المنشاوي ديده از جهان فروبست انديشه خاموش شدن صوت الهي و تلاوت هاي زيباي او همگان را در غم و اندوه فرو برد . استادي ارجمند كه تلاوت هاي محزون او همگان را در جذبه اي سرشار از معنويت فرو مي برد . آن زمان كه شيخ محمود صديق منشاوي به تلاوت قرآن مي پرداخت شايد بسياري بر اين انديشه بودند كه اوكسي جز استاد محمد صديق نمي‌تواند باشد صوت وشيوه تلاوت اين استاد يادآور تلاوتهاي محزون و پرجذبه استادمرحوم محمدصديق منشاوي است .ايشان كه يكي ديگر از تربيت شدگان مكتب قرآن از خاندان منشاوي است ، در سال 1319 ه.ش. در شهر منشاه مصر به دنيا آمد .

                    

او نيز تحت تربيت پدرش شيخ صديق منشاوي كه از اساتيد قرائت قرآن در دانشگاه الازهر و آشنا با ديگر علوم اسلامي بود به اين طريق پا نهاد . جد وي «شيخ طيب منشاوي» از اساتيد خوشنويسي و حافظ كل قرآن بود كه تمامي اين كتاب مقدس را 4 مرتبه با خط زيباي نسخ تحرير نموده است . از اساتيد وي بايد به شيخ خليل عثمان اشاره كرد كه از قاريان عصر و از فضلاي علوم قرآني در شهر منشاه محسوب مي شد . استاد منشاوي پس از پايان اتمام تحصيلات متوسطه جهت طي مدارج عالي وارد دانشكده علوم دانشگاه الازهر مصر شده موفق به اخذ گواهينامه ليسانس در رشته آموزش و پرورش گرديد . ايشان همواره در محاافل و مجالس قرآني به تلاوت مي پرداختند كه در اين راستا پيشرفت هاي چشمگيري نيز كسب كردند . استاد به كشورهاي اروپايي آفريقايي و آسيايي مسافرت نمود و با اساتيدي چون عبدالباسط غلوش عبدالحكم و بسياري ديگر از قاريان ممتاز همسفر بوده است .زماني كه از ايشان در رابطه با برادر بزرگوترشان سؤال شد چنين پاسخ دادند : برادرم استاد محمد صديق منشاوي به هنگام وفات 49 ســال داشتند و ايشان را شيـــخ القراء مي ناميدند چون تلاوتشان در نهايت خضوع و خشوع بود .قاريان قرآن بايد پس از حفظ كامل قرآن و فراگيري علم تجويد هنگام قرائت خشوع كامل داشته باشند و قرآن را فقط براي رضاي خدا بخوانند. رسول اكرم (ص)مي فرمايد : « هنگام قرائت گريه كنيد و اگر نمي توانيد حالت گريه به خود بگيريد » .استاد منشاوي در ماه مبارك رمضان سال 1370 به همراه استاد شعبان عبدالعزيز صياد به كشور جمهوري اسلامي ايران مسافرت كرده و در شهر هاي تهران مشهد قم اصفهان رشت به قرائت قرآن پرداخت كه مورد استقبال جمع كثيري از علاقه مندان قرار گرفت.

دانلود تلاوت هاي استاد محمود صديق منشاوي در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:45  توسط امین کردبچه چنگی  | 

زندگینامه استاد شحات احمد الرزیقی

 از ديگر اساتيد برجسته علم قرائت قرآن در جهان اسلام است كه شهرت چشمگيرش را همگان در يافته اند وي دبير كل سنديكاي قاريان قرآن (نقابه القراء) در مصر مي باشد آنچه در مقابل شماست برگرفته اي است از مصاحبه ايشان با مجله العالم چاپ لندن كه شرحي مختصر در مورد شرح حال و زندگينامه استاد مي باشد .
در قريه ارمنت از استان قنا واقع در كشور مصر در ميان خانواده اي كه همگي حافظ و قاري قرآن كريم بودند پا به عرصه وجود نهادندگذارد . در سال 1950 پدرش او را به مدرسه ابتدايي فرستاد اما استماع صوت زيباي استاد عبدالباسط از راديو چنان وي را مجذوب ساخت كه او نيز جز در اين طريق گام نگذارد . او يكي از علاقه مندان استاد فقيد شيخ عبدالباسط مي‌باشد كه در سفرهاي متعددي ايشان را همراهي كرده است و خاطرات زيادي نيز از اين سفرها به يادگار برده است . ايشان از جمله اساتيدي هستند كه به قرائت هاي مختلف آشنايي داشته و در زمينه موسيقي قرآن و مقامات و نغمه هاي قرآني نيز استادي والامقام هستند .


در حال حاضر در سمت دبير كل سنديكاي قرائت و حفظ قرآن كريم مشغول فعاليت هستند . اين سنديكا نقابه در سال 1983 تاسيس شده است و از مهمترين اهداف آن گرد هم آوردن تمامي حاملان و حافظان قرآن در جهان مي باشد چرا كه بايد به همگان اين مطلب اثبات شود كه قرآن كريم حبل مستحكم الهي است كه مسلمين را به هم مي پيوندد . از ديگر اهداف اين سنديكا اهتمام ورزيدن به حفظ قرآن كريم است تا عاملي باشد بر آن كه مسلمانان نوجوان قرآن را با اسلوب صحيح خوانده و حفظ كنند . در ضمن هيچ محدوديتي در الحاق افراد به اين سنديكا وجود ندارد و جوانان مسمان از هر مليتي كه باشند مي توانند به عضويت آن در آيند . اين حقيقت موهبتي است الهي كه در قلوب مسلمين جاي گرفته و آن را بزرگ و عزيز گردانيده است و اين همه از دولت قرآن است و بس .


استاد مي گويد :« در گذشته بسياري از جوانان بودند كه شايد بسياري از امور را انجام مي دادند در حالي كه نماز را برپاي مي داشتند . زماني كه از آنان خواسته مي شد تا فاتحه اي بخوانند مي گفتند : قادر نيستيم . اما در سال هاي اخير اهتمام به حفظ و قرائت قرآن كريم در ميان جوانان مسلمان باعث شده كه آنان حفظ قرآن را آغاز كرده و برانجام فريضه نماز اصرار بورزند و اينها همه مرهون فعاليت هاي اين سنديكاست ».


به عنوان يكي از اساتيد برجسته اين فن چون ساير اساتيد همواره به قاريان قرآن سفارش مي‌كند كه از تقليد بپرهيزند . چرا كه بر ارزش و اعتبار مقلد قرآن افزوده مي شود . گويي كه وجود مقلد ضروري نيست پس قاري‌ قرآن موظف است كه سبكي ممتاز از ديگران برگزيند .


زماني كه از او پيرامون ضوابط تلاوت قرآن سؤال شد وي ااين چنين عنوان كرد : « يك قاري قرآن بايد ظرفيت استماع شنوندگان را بسنجد چرا كه اين ظرفيت در همه جا همگون نيست . گاهي اوقات شرايط محيطي يا انساني به گونه ايست كه اگر قاري مدت دو ساعت به تلاوت قرآن بپردازد شنوندگان را هيچ گونه ملالي نخواهد بود . حال آنكه زماني ممكن است نصف ساعت نيز باعث خستگي مستمعين گردد . از اين جهت يك قاري خبره هرگز نبايد شنوندگان را با تلاوت خويش آزرده و ملول سازد . مگر آنكه مستمعين خود خواهان ادامه تلاوت شوند . همچنين يك قاري قرآن بايد به معاني قرآن كريم آگاه باشد . چرا كه كلام خدا را معاني بس وسيع است از اين رو بايد به معاني مختلف مسلط بوده و چنان تلاوت كند كه آيات را در اذهان مستمعين مم سازد . او بايد از اسلوبي صحيح و دقيق در بهم پيوستن معاني بهره گيرد . درست به همان گونه كه خداوند متعال سخن گفته است . به اين عنوان كه براي آيات وعيد از طريقي استاده كند كه رسالت انذار و و وعيد را به انجام رساند و در آياتي كه بشارت به مؤمنيني كه مطيع خدا و رسولند سخن گفته مي شود ، از نغماتي استفاده شود كه مبين اين مضاميمن باشند . براي مثال بشارت جنت در جنات تجري من تحت الانهار را به همان گونه تلاوت كند كه اين معنا را مفهوم سازد . يك قاري قرآن بايد همواره حق حروف را به جا آورده و آن ها را ادا كند و هرگز نبابيد در موسيقي قرآن به گونه اي پي رود هبه اصطلاح معاني و مضامين قرباني موسيقي گردد » .


استاد عقيده دارند كه اگر قاريان قرآن اجرتي در مسير تلاوت دريافت مي كنند – چون اكثراً شغلي جز تلاوت ندارند – در واقع اجرتي است براي گذران زندگيشان . در نظر ايشان هيچ اجر و مزدي مادي نمي تواند برابري با آيات و كلمات قرآن داشته باشد چرا كه ارزش قرآن بيش از آن است كه به وصف درآيد . بنابر اين گرفتن اجر و پاداش به منزله آن نيست كه قاريان كلام الهي براي آيات قيمتي تعيين كرده و به ميزان آن وجهي دريافت كنند .


در اينجا استاد با توجه به اين گفته حضرت رسول (ص) : « بهترين چيزي كه دريافت مي كنيد آن اجري است كه در قبال قرآن كريم دريافت مي‌كنيد » . و نيز « بهترين شما كسي است كه قرآن را فرا گرفته و به ديگران عليم دهد » عنوان مي دارد كه : « هيچ كوششي بالاتر از سعي و معاهدت در طريق آموزش قرآن نيست و معلم قرآن نيز بايد از اين مسير اجري دريافت دارد اجري كه به خاطر برابري باايات وحروف قران نيست چراكه عظمت اين كتاب مقدس فراتر از ان استكه بتواند بر ان بهايي مقرر داشت بلكه براي گذران زندگي ان دسته از قاريان قراني است كه ممكن است مدتي طولاني خانوادهء خويش را ترك گفته وبه كشوري ديگر براي تلاوت قران و تبليغ اين كتاب مقدس سفركند » .


استاد رزيقي در سال 1370 به همراه چند تن ديگر از اساتيد بزرگ علم قرائت قرآن بنا به دعوت جمهوري اسلامي ايران به كشورمان سفر كردند . ايشان در مراسم سالگرد رحلت امام عزيمان در اماكن زيادي از جمله مرقد مطهر قائد بزرگ اسلام به تلاوت قرآن پرداختند و در آن ايام غم و اندوه و ماتم روح و جانمان را با استماع آيات الهي مقدس پروردگار ، تسكين بخشيدند .در رابطه با كتاب آيات شيطاني فتواي امام خميني را مورد تقدير قرار داده و از اين عشق و ارادت امام راحل به حضرت رسول و خاندان پاكش در شگفت بودند . وي در اين رابطه مي گويد : « من خود اين كتاب را نخوانده ام اما از بسياري شنيده ام كه سلمان رشدي مرتد در كتابش به ساحت مقدس حضرت رسول (ص) اهانت كرده است . زماني كه امام خميني (ره) آن فتواي تاريخي و معروف خود را در مورد سلمان رشدي صادر كرد من بسيار خوشحال و مسرور شدم چه فردي كه با رسول خدا دشمني بورزد با اسلام و خداوند متعال دشمني كرده است . به نظر من نبايد به هيچ وجه به او توجهي كرد چرا كه او با كتابش استحقاق آن را ندارد كه مورد توجه و التفات قرار بگيرد . حقيقتا اين همه علاقه امام راحل (ره) به رسول خدا و خاندان مطهرش شايان توجه و قدرداني است» .


از سفارشات و توصيه هاي مؤكد استاد به قاريان قرآن اين است كه در آموختن زبان عربي حظي وافر به كار برند . چرا كه دانستن اين زبان عاملي است در فهم و درك معني و مفاهيم اين كتاب انسان ساز . كسي كه آشنا به معاني و مفاهيم قرآن باشد چه بسا قرآن را بسيار بهتر تلاوت خواهد كرد از اين رو چنين فردي در تجسيم معاني و مضامين آيات الهي در اذهان مستمعين موفق خواهد بود .


تلاوت هاي اين قاري برجسته قرآن كريم در ايام خاصي از راديو قرآن جمهوري اسلامي ايران پخش شده و به اين وسيله جوابگوي تقاضاي تلاوت هاي اين استاد خواهد بود . مي باشد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:17  توسط امین کردبچه چنگی  | 

زندگينامه و مصاحبه استاد احمد محمد بسيوني

« ... اولين گام براي يك قاري قرآن حفظ قرآن است كسي كه حافظ قرآن باشد بسيار بهتر مي تواند به قرائت قرآن بپردازد . بنابر اين به تمامي قاريان سفارش مي كنم كه حتما به حفظ قرآن نيز اهتمام بورزند . استاد احمد محمد بسيوني

استاد بسيوني در سال 1330 ه.ش. در كشور مصر به دنيا آمد و با كمك پدر از كودكي به آموزش علوم قرآني پرداخت . او در سن ده سالگي حافظ قرآن شد . سرانجام پس از آموزش ابتدايي وارد دانشگاه الازهر شده در دانشكده علوم دين به تحصيل پرداخت و پس از فارغ التحصيل شدن در همان جا به تدريس علوم ديني همت گماشت . استاد بسيوني از همان سن 12 سالگي قرائت و تلاوت قرآن را در مجالس و محافل آغاز كرد . او در سن 24 سالگي وارد صدا و سيماي كشور مصر شده و اكنون حدود 13 سال است كه در دانشگاه الازهر به تدريس اشتغال دارد .ايشان در سخنان خويش به اين نكته اشاره داشتند كه قاريان ايراني از حيث تلاوت قرآن بسيار زيبا تلاوت مي كنند اما نكته اي كه مورد توجه قرار دهند اين است كه در راستاي تمرينات خويش از حفظ قرآن نيز غفلت نورزند . استاد همچنين در سخنان خويش به قاريان قرآن توصيه كردند از نكاتي كه براي صوت شخص مضر مي باشد پرهيز كنند . از جمله اين نكات چيز هاي بسيار گرم و بسيار سرد است . همچون نوشابه سرد در روزهاي تابستان يا منتقل شدن به صورت ناگهاني از يك مكان سرد به يك مكان گرم .

ايشان در رابطه با استفاده موسيقي در قرآن عقيده داشتند كه بايد بر طبق معاني از موسيقي مشابه معنا استفاده كرد . في المثل در آيات وعيد دستگاه صبا مناسب است . زيرا اين دستگاه با حزن همراه مي باشد و اين حزن باعث مي شود كه مستمع در صورت گناهكار بودن از خوف و عذاب الهي اشك بريزد . يعني ميان آهنگ قرآن و معاني هماهنگي و تناسب ايجاد كند . البته چنين مسئله اي در رابطه با تمام دستگاه هاي قرآني صدق مي كند .

استاد مي گويد : « اسامي اين دستگاه ها بر اساس تناسب با صداي قاري از لحاظ طبقات صوتي فرق دارد . بنابر اين قاري كسي است كه بتواند پس از شناخت خوب و دقيق دستگاه ها آن ها را به نحوي صحيح وحكيمانه در جاي خود ارائه نمايد و اين طبيعتاً به وضعيت روحي افراد بستگي دارد . اجراي اين دستگاه ها بايد به گونه اي باشد كه اگر قاري در يك دستگاه معيني به تلاوت پرداخت مستمع خسته نشود و حتي اشتياق آن داشته باشد كه يك بار ديگر بدان گوش فرا دهد . چنين امري طبيعتاً مستلزم تلاش و وقت زيادي است . بايد به گونه اي عمل كرد كه قاري وضعيت خود را سنجيده و سپس مطابق با آن در طبقات بالا به تلاوت بپردازد . قاري بايد چنان تلاوت كند كه اگر در يك دستگاه به تلاوت بپردازد تنوع و نظم خاص را در آن دستگاه رعايت كند » . استاد اضافه مي كند : « مجموع آن دستگاه ها 8 دستگاه مي باشد و چنانچه قاري قرآن 3 تا 4 دستگاه را در يك تلاوت پياده كند مكفي است . چنانچه با دستگاهي تلاوت خود را آغاز مي كنيم بهتر است با همان دستگاه نيز به پايان رسانيم تا آنكه تناسب در تلاوت رعايت شود » . ايشان در ادامه سخنان خود پيرامون مهارت اساتيد مصر در زمينه موسيقي قرآن مي گويد : « اكثر آنها دستگاه هاي موسيقي را به خوبي مي دانند و تواشيح تاثير بسيار در موسيقي دارد. امثال شيخ احمد نداء شيخ طه الفشني مهارت بسيار در موسيقي دارند . همچنين استاد فقيد شيخ مصطفي اسماعيل در اين زمينه استاد بودند » .

وي مي گويد قرآن كريم در تمام دنيا داراي اهميت و ارزش خاصي است . ايشان به كشورهاي اروپايي از جمله ايرلند شمالي و جنوبي لندن و كشورهاي ديگر مسافرت كرده اند . و در سال 1368 به همراه استاد راغب مصطفي غلوش براي اولين بار به ايران مسافرت كرده در شهرهاي مختلفي به تلاوت پرداختند . در سال 69 استاد مجدداً به ايران مسافرت كردند و او همواره از عشق وعلاقه وافر مردم ايران به قرآن ياد مي كند . ايشان مي گويند : عزيزان ايراني درست به همان دستگاهي كه قاري تلاوت مي كند به همان دستگاه وي را مورد تشويق قرار مي دهند و اين از مواردي است كه در كشورهاي ديگر به چشم نمي خورد . استاد همواره از خاطرات سفر خود به ايران به عنوان بهترين خاطرات زندگي خويش ياد مي كند .

محمد احمد بسيوني ( مصاحبه )

س1- استاد؛با عرض سلام و خوش آمد خدمت شما،خواهش مي كنم خودتان را بطور كامل معرفي فرماييد ضمن اينكه خواهيد فرمود كه چند سال داريد و شغل شما چيست؟

ج:بسم الله الرحمان الرحيم- اسم من محمد احمد بسيوني و قاري مصر هستم كه در صدا و سيماي كشور مصر،قرآن تلاوت مي كنم و در حدود چهل سال دارم.

س2- استاد،بفرماييد در چه سالي شروع به تلاوت و حفظ قرآن كريم نموديد و در چه سني بوديد كه وارد راديو و تلويزيون شديد؟

ج:در واقع،پدر بنده كه حافظ قرآن و داراي صداي زيبايي مي باشد با پيشنهاد يكي از دوستانش مرا از كوچكي به محافل قرائت قرآن مي برد و بنده قرآن را تحت نظارت و رعايت پدرم حفظ نمودم در حالي كه 10 سال بيشتر نداشتم و مرا به دانشگاه الازهر وارد كرد تا اينكه بنده تا سطح ليسانس در آنجا درس خواندم و اين سطح در مصر به عنوان يك سطح عالي به شمار مي رود يعني در واقع بنده فارغ التحصيل از دانشكده اصول دين در دانشگاه الازهر مي باشم . زماني كه تلاوت قرآن را شروع نمودم 12 سال سن داشتم و همينطور مراحل بالاتر را به همراه پدر خود و اساتيد محترم و فاضل خويش طي مي نمودم تا اينكه وارد صدا و سيماي كشور مصر شدم ؛ و در اين مقطع بنده 24سال سن داشتم يعني در حدود 16 سال پيش . و هم اكنون مدرس علوم ديني در دانشگاه الازهر مصر و قاري قرآن مي باشم و در واقع حدود 13سال است كه در دانشگاه الازهر در علومي كه در دانشگاه وجود دارد تدريس مي كنم .

س3ـبفرماييد نظر شما راجع به تلاوت قاريان ايراني چگونه است ؟ چنانچه پيشنهاد خاصي داريد در اين زمينه خواهش مي كنم كه بفرماييد .

ج: حقيقت مطلب اين است كه هنگامي كه تلائت قرآن قاريان ايراني را استماع مي كنم بسيار خرسند و خوشحال مي شوم بخصوص كه بسيار علاقه مي ورزند نسبت به تلاوت قرآن و نيز قريان و اساتيد قرآن كريم به ويژه اساتيد معروف مصري كه مرحوم شده اند مانند استاد شيخ مصطفي اسماعيل . و نيز بسيار خرسند گشته ام هنگامي كه متوجه شدم بسياري از قاريان ايراني از شيخ مصطفي اسماعيل تقليد مي كنند . واقعااو استادي بزرگ بود و ايشان موهبتي بود كه خداوند متعال براي ما عطا كرده بود و ما و بسياري از قراء از ايشان بسياراستفاده مي نموديم ايشان داراي صوتي نيكو و فن بديع و جالبي در دستگاه هاي موسيقي و تلفظ و ادائي عالي بود . اما نكاتي درباره عزيزان قاري ايراني به نظر مي رسد و آن اينكه اين عزيزان اكثرشان از روي قرآن تلاوت مي كنند و حال آنكه لازم است قرآن را حفظ نمايند و مسئله حفظ قرآن براي اين عزيزان لازم است . اميدوارم در ملاقات بعدي و سفربعدي چنانچه به جمهوري اسلامي ايران سفري داشته باشم تلاوت ايشان را از حفظ ملاحظه نمايم . از خداوند متعال مي خواهم ايشان را در حفظ قرآن كريم ياري بخشد و تلاوت آنها را از حفظ و ذهن قرار دهد . و ديگر اينكه بايد بگويم : البته اين سؤال را بشيتر از بنده داشتند آن چيزي كه در تحسين صداي آدمي تاثير مي گذارد روي حفظ و نگهداري از صدا و صوت است اينكه سرما نخورد و پرهيز كند از چيزهايي كه براي صدا مضراست مثل چيزهايي كه بسيار گرم است و بسيار سرد مانند نوشابه سرد در روزهاي گرم تابستان منتقل شدن از يك مكان گرم به مكان سرد به طور ناگهاني كه البته بنده اين اواخر دچار سرماخوردگي شدم و موجب ناراحتي بنده شد بدين جهت نتوانستم بسيار استفاده برسانم . و در ايران اسلامي بسيار از زيارت رهبر معظم انقلاب حضرت ايهالله خامنه اي خوشحال شدم و با وجود ايشان در آن حسينيه فيالواقع بنده احساس مي كردم ملائكه سماء در حال چرخش و گردش هستند . و اين رهبري كه مردم او را دوست دارند و بنده ايشان را از جان ودل دوست مي دارم و اهل قرآن همگي او را دوست دارند ودر آن مجلس روحاني كه ايشان حضور داشتند تابحال در هيچ جا نديدم اميدوارم موفق باشند و خداوند سلامتي و عافيت به ايشان عنايت فرمايند .

س4ـاستاد نظر خودتان پيرامون اين شوق و احساسات پر شور مردم نسبت به قرائت رآن بخصوص در شهرهاي تهران ؛قم و مشهد مقدس را بفرماييد چگونه بوده است ؟و آيا شما چنين جمعيتي با چنين علاقه اي نسبت به قرآن در ديگر كشورهايي كه به آنجا سفر كرديد سراغ داريد يا خير؟

ج:در واقع قرآن كريم در تمام دنيا داراي اهميت و ارزش خاصي است،بنده به اروپا سفر نموده ام بخصوص به لندن رفتم و نيز به ايرلند شمالي و جنوبي و اماكن ديگر اين مطلب وجود دارد كه هيچ جا مثل ايران اين احساس حماسي و شور و شوق خاص وجود ندارد نسبت به قرآن كريم.بخصوص اين نكته جالب است كه عزيزان ايراني به همان دستگاهي كه قاري تلاوت مي كند به همان دستگاه او را مورد تشويق قرار ميدهند و اين از مواردي است كه در كشورهاي ديگر به چشم نمي خورد.

س5- استاد،اشاره اي داشتيد در مورد موسيقي و آيا در تلاوت قرآن بهتر است موسيقي مورد استفاده قرار گيرد و شما بيشتر در تلاوت خويش از چه دستگاهي استفاده مي كنيد؟

ج:لازم است بدانيم كه آهنگ و موسيقي قرآن كريم منحصر به فرد است و با آهنگ و موسيقي و آواز بسياري دارد و لذا جهت هر دستگاهي منزلتي هست مختص به خود و معاني قرآن.و لذا معمولاً در آيات وعيد دستگاه صبا مناسب است زيرا اين دستگاه با حزن تناسب دارد و اين حزن باعث مي شود مستمع در صورتي كه گناه كار باشد از خوف خدا و عذاب و ملاقات با خدا بگريد.يعني بين آهنگ قرآن و معاني آن هماهنگي ايجاد نمايد و اين مسئله درباره تمام دستگاههاي موسيقي صدق مي كند.اما اينجانب بحمدالله در تلاوتهاي خودم،قريب به تمام دستگاهها را كه با صداي بنده تناسب دارد مورد توجه قرار مي دهم و اين مطلب را تمام قراء و اساتيد فن تجويد اذعان دارند.و بنده از برخي از عزيزاني كه در فن موسيقي استاد هستند اين دستگاهها را آموخته و اسامي اين دستگاهها را و اينكه چگونه با صداي من تناسب دارند و طبقات صوتي فرق دارند و لذا قاري متحبر كسي است كه اين دستگاهها را خوب بشناسد و صحيح و حكيمانه هر كدام را در جاي خود ارائه نمايد . و اين طبيعتاً به وضعيت روحي و مزاجي افراد بستگي دارد و ارائه اين دستگاهها بايد به گونه اي نباشد كه اگر مثلاً قاري در يك دستگاه معيني تلاوت كرد،مستمع خسته شده و نخواهد حتي يك بار يگر بدان گوش دهد،و اين طبيعتاً وقت زيادي را از برادران قاري ايراني خواهد گرفت.به عنوان نمونه،ما مواردي از برادران قاري ايراني مشاهده نموده ايم كه وضعيت حنجره وي با دستگاهي كه ارائه ميداد تناسب نداشت يعني بيش از حد از نظر صوتي بالا رفته بود . و لذا حتماً لازم است شخص قاري،استعداد خود را در ارتباط با قوت و قدرت صدا و حنجره خود بسنجد و سپس مطابق با آن وارد طبقات بالاي صوتي شود.و بنده سعي مي كنم اين دستگاهها را به گونه اي ارائه كنم كه اگر يك ساعت تمام مستمع،صداي مرا بشنود،خسته و آزرده نشود و اين از فوائد موسيقي قرآن است و لذا ممكن است بنده نيم ساعت در يك دستگاه بخوانم اما خسته كننده نباشد به جهت اينكه ايجاد تنوع و نظم خاصي مي كنم . مجموع اين دستگاهها 8 تا است چنانچه قاري قرآن 3 يا 4 دستگاه را در تلاوت پياده كند،مكفي است؛غالباً چنانچه تلاوت كننده با دستگاهي شروع نمايد بهتر است با همان دستگاه خاتمه دهد و علماي موسيقي اينگونه مي گويند كه تناسب حفظ گردد.

س6- آيا قاريان مصري،دستگاههاي موسيقي را خوب مي دانند؟

ج:اكثريت آنها مي دانند،و تواشيح تاثير بسياري در موسيقي دارد و امثال شيخ احمد نداء و شيخ طه الفشني مهارت زيادي در موسيقي دارندو همچنين استاد بزرگ شيخ مصطفي اسماعيل استاد بود در دستگاههاي موسيقي؛و ايشان بسيار مي شنيد صداي كساني را كه تواشيح مي خواندند و از قدماء و كساني كه دستگاههاي موسيقي را خوب آموخته بودند .

س7- با تشكر از شما استاد بسيوني،در پايان اگر پيامي داريد بفرماييد .

ج:آرزوي سعادت و توفيق به بركت قرآن كريم براي شما و تمام ملت عزيز ايران دارم،انشاءالله در فردوس برين با يكديگر ملاقات نماييم و تشكر مي كنم از اساتيد ايراني و مسئولين راديو قرآن كه در تهيه برنامه زحمت زيادي مي كشند و آرزوي سعادتمندي براي آنها دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 19:29  توسط امین کردبچه چنگی  | 

زندگینامه استاد محمود خلیل حصری

استاد محمود خلیل حصری از جمله قاریانی است که کلام خدا را با خضوع و زیبایی خاصی تلاوت می نماید و به قلبها می نشاند. استاد حصری ، اولین کسی بود که فکر قرائت قرآن را توام با صدای خوش در سر پروراند و پس از آن رادیوی مصر،صوت دلنشین قرآنش را از قاهره پخش نمود و البته راهگشای این فکر در استاد،این بیان لطیف و نفیس پیامبر بزرگوار اسلام است که فرمود: «لکل شیء حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن.» یعنی برای هر چیز زینت و زیوری است و زیور قرآن صوت نیکوست.

مرحوم استاد حصری درباره شرح حال زندگی اش می گوید:آغاز زندگی من در قریه شبرالنعله ، مرکز طنطا بوده است؛و من در آنجا چشم به جهان گشودم و به مناسبت اینکه حرفه پدرم حصیر بافی بوده،مرا نیز مردم به عنوان حصری نامیدند . آنگاه استاد با مکثی کوتاه به یاد دوران کودکی خویش افتاد و بعد از چند ثانیه چنین ادامه می دهد:پدرم در آن زمان در مغازه ای کوچک به شغل حصیر بافی مشغول بود و من نیز در همان آوان طفولیت در کنار یاد گیری و پرداختن به حفظ قرآن کریم،در بافتن و فروش حصیر به پدرم کمک می کردم و از این بابت نیز همواره شاد و مسرور بودم و بالاخره از ده سالگی موفق به حفظ تمامی قرآن کریم شدم . و بایستی در اینجا به این نکته اشاره کنم که معلم مکتب خانه ام نقش بزرگی در تربیت و یاد گیری ام در آن سنین داشت که از این بابت من همواره تا آخر عمرم مرهون زحمات و توجهات این استاد دلسوز می باشم؛و البته توجه من به یادگیری و حفظ قرآن کریم برمی گردد و به روایات رسیده از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله که در این باره فرموده اند : «حاملان قرآن کسانی هستند که مشمول رحمت خاص خداوند متعال که در نور الهی غوطه ورند و هر که با آنان دشمنی نماید با خداوند دشمنی نموده است و هرکه با خدا دشمنی نماید با حاملان قرآن دشمنی نموده است » تا خداوند متعال می فرماید : « ای حاملان قرآن خود را به رحمت خدا نزدیک نمایید بوسیله تجلیل از قرآن تا خدا در محبت خود نسبت به شما بیفزاید ».

آنگاه استاد به چگونگی و نحوه آشنایی خود با مرحوم استاد مصطفی اسماعیل و شیخ محمود علی البناء اشاره نموده و در این باره می گوید : من به همراه شیخ مصطفی اسماعیل و شیخ محمود علی البناء در مؤسسه الاحمدی واقع در زادگاهم در نزد استاد ابراهیم سلام اشتغال به تعلیم علوم قرائت و اصول آن نمودم و در این مدت که تا سال 1940 میلادی به طول انجامید تنها وسیله رفت و آمد من به دلیل صعب العبور بودن جاده ها در آن موقع قدمهای من بود که در طول مسیر ، شیرین‌ترین آیات قرآن را انتخاب نموده و زیر لب زمزمه می کردم . و بالاخره در انتخاباتی که در سال 1944 میلادی برای شناسائی بهترین قاری قرآن در رادیو مصر برگزار شد،من از بین 200 نفر قرائی که در حضور کمیته ای مرکب از مرحوم استاد مصطفی رضا و استاد شیخ الصباء و شیخ القراء آن موقع مصر تشکیل شد ، رتبه اول را احراز نمودم . و این نقطه عطفی بود در تاریخ زندگی ام ، چرا که بعد از این موفق شدم تا آوای دلنشین قرآن کریم را از طریق امواج رادیو در اختیار مشتاقان و شیفتگان کلام حق قرار دهم و این تحولی بود در زندگانی ام .

آنگاه استاد محمود خلیل الحصری ، شرح حال زندگانی خویش را این طور ادامه می‌دهند : من پس از 5 سال قرائت در رادیو ، به سمت قاری مسجد الاحمدی واقع در زادگاهم طنطا تعیین شدم و سپس در سال 1950 میلادی به جانشینی مرحوم استاد شیخ السیفی قاری مسجد الحسین منصوب گشتم و به سال 1965 میلادی به سمت مشاور امور قرآن کریم در وزارت اوقاف مصر منصوب شدم و یک سال بعد در جشن دانش به سبب حفظ کل قرآن کریم به روایت حفص و ورش و به سبب دیگر تالیفاتم در زمینه مسائل قرآن کریم به نشان درجه اول علوم و فنون نائل گشتم .

استاد حصری درباره خصوصیات یک قاری قرآن می گوید : کسی که کلام الهی قرآن را تلاوت نماید ، اولاً بایست به احکام قراءات و مکانهای وقف و اصول تجوید و ادای کلمات قرآنی تسلط کامل داشته و بایستی از صدای زیبا و دلنشینی برخوردار باشد که بتواند قرآن کریم را با صوتی خوب و الحانی که دراین مقام الهی است ، تلاوت نماید . لذا قاری قرآن بایستی دارای صوتی خوش و قدرت بیان و آشنایی به قواعد و اصول علم تجوید و توانایی حسن ادای حروف را داشته باشد تا بدین ترتیب ، یک آهنگ طبیعی در تلاوت قرآن بوجود آید که بالاتر از هر آهنگی بوده و همراه با کلام خدا باشد ؛ و این ، شنونده را مجذوب و مبهوت کلام خدا می گرداند . و در مورد صدا بایستی به این نکته اشاره نمود که اصوات قاریان قرآن ، انواع و اقسام گوناگونی دارد که برای هر کدام از آنها نیز شیفتگانی وجود دارد بطوری که مثلاً در میان اساتید و قراء معروف جهان ، مرحوم استاد محمد رفعت دارای صدایی خوب ، و مرحوم استاد السیفی ، دارای حسن ادای حروف بودند .

 

 

تلاوت سوره ضحی استاد رو می تونید از اینجا دانلود کنید.

ضحی 

توبه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:45  توسط امین کردبچه چنگی  | 

زندگینامه استاد محمد محمود رفعت

مرحوم استاد شیخ "محمد رفعت"، ملقب به امیرالقرّاء، از ستارگان پر فروغ علم قرائت، از نوابغ کم نظیر تلاوت قرآن کریم در قرن حاضر می باشد.

وی حافظ قرآن مجید، مسلط به انواع قراآت و مبتکر در خلق الحان و اصوات زیبای قرآنی که قرائت و لحنش در دنیای اسلام موجب تحسین و شگفتی اساتید است.

وی در علم قرائت قرآن اُسلوبی منحصر به فرد داشت و به واسطه نبوغ ذاتیش در خلق اصوات و تسلط به تجوید و قدرت ادای حروف و مهارت در وقوف آیات الهی همواره در بین مشاهیر قراء قرآن ممتاز و بی نظیر بوده است.

استاد رفعت در سال 1300 هجری قمری در قاهره متولد شد و بیش از 6 سال نداشت که به واسطه بیماری شدیدی بینایی خود را از دست داد و برای همیشه از نعمت بینایی محروم شد.

پدرش شیخ محمود رفعت مشوق وی به فراگیری قرآن شد و او را نزد استاد شیخ " حمّاده"  جهت فراگیری علوم قرائت و حفظ قرآن مجید روانه ساخت تا این که به واسطه نبوغش در این علم و فن پیشرفت چشمگیری نمود.

استاد رفعت در 30 سالگی به اوج شهرت غیرقابل وصفی رسید تا بدانجا که در مسجد قاهره جمعیت زیادی از نقاط مختلف گرد آمده و طنین تلاوت وی را می شنیدند، در نمازهای جمعه و سایر مراسم نیز چنان مردم مشتاق را به صوت ملکوتیش جلب کرده بود که آنان گذشت زمان را حس نکرده و با هیجان، استاد را تشویق می کردند.

یکی از نشریات هم عصر استاد به نام "کل شیء" در یکی از شماره های خود می نویسد: "در روزهای سه شنبه و جمعه هر هفته، وقتی ساعت به 9 می رسید، در محلی که جلسه قرآن برای استاد محمد رفعت تشکیل می شد، انبوهی فوق العاده مسجد را در برمی گرفت، و این در حالی بود که تلاوت استاد در این مسجد به طور مستقیم از رادیو قاهره برای سراسر کشور پخش می گردید و همگان می توانستند از صوت دلنشین استاد که معانی آیات قرآن را نیز در اذهان مستمعین بر جای می گذاشت استفاده نمایند."   

مشهور است که در اواخر عمر و حیات پرثمر استاد رفعت، رادیوی بریتانیا تلاوت "سوره هود" این قاری بزرگ را در مدت سه روز در مسجدی که جمع کثیری از مردم حضور داشتند ضبط کرده است و این نوار هم اینک از مفاخر موزه بریتانیا محسوب می شود.

و نیز مرحوم استاد رفعت قصارالسّور را در14 روایت قرائت کرده که از طرف رادیو ضبط کامل شده است.

از میان شیفتگان صوت استاد رفعت استاد شعیشع است که به شیوه آن مرحوم تلاوت می کند و بسیاری از فنون و رموز قرائت را از وی تلفظ کرده است.

ایشان در مورد استاد رفعت چنین می گوید:

" در حالی که استادم در قید حیات نیست ولی همانطور که در زمان حیاتش از وی جدا نبودم هم اینک نیز که سالها از رحلتش می گذرد از وی جدا نیستم."

شیخ احمد الرزیقی که از قاریان معروف عصر حاضر است درباره استاد رفعت چنین اظهار می دارد:

" مرحوم شیخ رفعت - رحمة الله- در قراآت تبحری کامل داشت، در علم وقف و ابتدا مسلط بوده و خداوند در صوت ملکوتی وی نعمتش را به کمال رسانده و نیز به او شناخت مقامات الحان قرائت را عطا کرده بود.

چنان که استاد آیه ای را در مورد وعده ها و توصیف بهشت تلاوت می کرد در آن آیه نغمه و آهنگی را انتخاب می نمود که شنونده کیفیت بهشت را می توانست تجسم نماید.

و یا اگر آیه ای را در مورد عذاب تلاوت می کرد با انتخاب الحان مناسب شدت عذاب و آتش جهنم را به مستمع می فهماند."

خلاصه استاد رفعت شخصیتی برجسته و امام قاریان تا این عصر بوده است.

از مرحوم استاد رفعت آثاری گرانبها در قرائت های مختلف و نیز اذان به یادگار مانده است که نام و یادش را جاویدان می سازد. از جمله تلاوت های معروف محمد رفعت می توان علاوه بر سوره هود ، به سوره های کهف، رحمن و یوسف نیز اشاره نمود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 12:37  توسط امین کردبچه چنگی  | 

زندگینامه استاد ابوالعینین شعیشع

ابوالعینین‌ شعیشع در سال 1343هـ.ق در«بیلا» از استان «کفرشیخ» متعلق به مصر علیا به دنیا آمد. او مراحل اولیه قرائات را تحت آموزش برادر بزرگش«احمد شعیشع» فرا گرفت و پس از آن در کنار اساتید فن قرائات به تکمیل این علم پرداخت. او تنها قارى عصر خود است که به روش استاد کل قرائات و نابغه زمان، مرحوم رفعت، به تلاوت مى پردازد. به همین سبب از مشاهیر عصر خود به شمار مى رود و همواره مشتاقان قرآن کریم از قرائت او بهره مى گیرند. استاد شعیشع از استادان و نام آوران بزرگ علم قرائت مى باشد. وى در تلاوت قرآن کریم صوتى گرم و لحنى ‌دلنشین ‌دارد. آن چنان که ‌شنونده را شیفته و مجذوب ‌حلاوت‌ صوت خویش می‌سازد. وى ‌قــرآن را در سن‌ّ هفت سالگى فرا گرفت و قرائت‌ قرآن را در رادیو قاهره براى اولین بار در سن هفده سالگى در 1360 هـ.ق آغاز کرد. او در آن زمان کوچکترین قارى در رادیو بود.استاد در حال حاضر رئیس اتحادیه قراء مصر، عضو مجلس عالى امور اسلامی، عضو کمیته عالى قرآن در وزارت اوقاف مصر، رئیس مرکز بین المللى قرآن کریم و عضو کمیته ساختمان مساجد در استان قاهره و قارى مسجد سیده زینب در مصرى باشد.از ویژگى هاى ‌ممتاز تلاوت استاد شعیشع وزین و با وقار بودن صوت و دقت در اداى کلمات و بیان ‌رسا و تلفظ قوى مى باشد.

او تمامى موفقیت هاى خویش را در این زمینه مرهون ‌مساعدت هاى مرحوم شیخ عبدالله عفیفى شاعر و مؤلف داستان پیامبر بزرگ (ص) مى داند. استاد به ‌کشورهاى بسیارى از جمله، فرانسه، انگلیس، ترکیه، یوگسلاوی، سومالی، اردن، سوریه، کویت، ایران و تمامى کشورهاى عربى مسافرت کرده، در این کشورها به تلاوت قرآن پرداخته است. تلاوت هاى استاد به طور متوالى از کلیه ‌رادیوهاى کشورهاى عربى و اسلامى پخش مى شود؛ همچنان که رادیو قرآن جمهورى اسلامى ایران نیز همه هفته به پخش تلاوت هایى از این استاد مبادرت مى ورزد. وى در پانزدهمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم که در ایران برگزار شد به عنوان رئیس هیأت داوران حضور داشت‌.استاد درباره دستاورد سفرهایش به کشورهاى مختلف مى گوید:در این مسافرت ها به این نتیجه دست یافته ام که آداب و سنت ها و رسم هاى اسلامى در میان همه مسلمانان جهان همانند و یکسان است‌.ایشان معتقدند که قرآن بدون موسیقى زیباست، یک نوع موسیقى خدایى در آن وجود دارد. ولى قارى هنگامى که تلاوت می‌کند، معنى آنچه را که مى خواند باید با صدایش نشان بدهد.

باید تغییر معانى کلمات را بداندتا با صدایش آنچه را در معانى وجود دارد، به دیگران انتقال دهد. در قرائت قرآن باید خشوع در برابر خدا دیده شود و قارى باید پایبند به خشوع باشد.ایشان به عنوان سفارش به قاریان ایرانى بیان می‌کنند که: قاریان نخست باید سلامتى خود را حفظ کنند. من به جوانان ایرانى نصیحت می‌کنم در سن بلوغ (در بین نوجوانى و جوانى ) به مدت یک سال از قرائت خوددارى کنند. در این دوره ، حنجره باید استراحت کند قارى باید از غذاى خوب استفاده کند، به خواب خود اهمیت دهد و ورزش کند تا نفس او تقویت ‌شود. قارى باید به علم تجوید آگاهى ‌همه جانبه داشته باشد. مطلب دیگرى که براى قاریان ایرانى اهمیت ‌دارد، حفظ قرآن است به‌ گونه اى که هنگام قرائت، قرآن را از حفظ ‌تلاوت کنند که این ها از اصول قرائت است. یادگیرى تواشیح دینى نیز براى قارى مهم است قارى باید دستگاه هاى ‌موسیقى را آموزش ببیند تا هنگام ‌قرائت ‌با آهنگ موزون به ‌تلاوت‌ بپردازد و دستگاه ها را در آن رعایت کند.و در مورد قاریان ایرانى عنوان می‌کنند که : قاریان ایرانى در زیبایى صدا و تلاوت خوب، کم نظیرند. اگر بخواهم دقیق تر بیان کنم قاریان مصرى در مرتبه نخست قرار دارند و قاریان ایرانى پس از آنان قرار می‌گیرند. از لحاظ تعداد قاریان و زیبایى صدا بى نظیرند و در هیچ کشور اسلامى مانند ندارند. ایران و مصر در دو موضوع‌ با هم رقابت می‌کنند. نخست عشق به اهل بیت (ع) و دوم تلاوت قرآن.این‌نهضت بزرگ قرآنى که در ایران به و جود آمده، مرهون انقـــلاب اسلامى است. من این شور و اشتیاق را پیش از انقلاب ندیدم و این از رهبران بزرگ کشور ایران است که پرچم قرآنى را برپاداشته اند.استاد راز موفقیت خود را در ترس از خــدا و رعایت و پایبــــندى به قرآن می‌داند و مى گوید:«همیشه از خدا خواسته ام تا زنده ام، مرا از خدمت به کتاب خدا محروم نکند.»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:2  توسط امین کردبچه چنگی  | 

استاد عبدالباسط محمّد عبدالصمد

                     

ولادت و نسب : استاد عبدالباسط محمد عبد الصمد در سال 1927 در روستاى المزاعزه یكى از توابع شهر اَرمنت در استان قنا در جنوب مصر متولد شد، او در مكانى پاك كه به امر قرآن كریم از حیث حفظ و تجوید اهتمام مىشد متولد شد،جدّ او استاد عبدالصمد از مردان با تقوا و از حافظان قرآن كه از نظر حفظ قرآن كریم و تجوید و احكام آن مردى متمكّن بود،و پدر بزرگِ مادرى او عارف بالله استادِ جلیل ابو داود صاحب مقام مشهور و معروف در شهر ارمنت، مى باشد ، اما پدرش استادعبدالصمد یكى از مدرّسین حفظ و تجوید قرآن كریم بود، 2 برادر او محمود و عبدالحمید در آموزشگاه (مكتب) قرآن را حفظ مى كردند و برادر كوچك آنها عبدالباسط هم در سن 6 سالگى به ایشان ملحق گردید. این كودك با استعداد به مكتب استاد امیر در ارمنت ملحق شد و استاد به بهترین وجه از او استقبال كرد چرا كه آثار مهارتهاى قرآنى را (كه با شنیدنِ تلاوت قرآن در شب و روز و صبح وشام براى او حاصل شده بود) دراو دیده بود، استاد امیر جمله اى از امتیازات و استعدادها را در شاگرد مستعدّش مى دید كه او را از سایرین ممتاز مى ساخت مانند سرعت فراگیرى ، هوش و ولع شدید در تبعیّت از استاد ، و دقت در خوب اداء كردن مَخارج الفاظ و وقف و ابتداء و صوت زیبائى كه گوشها را با شنیدن و یا گوش دادن به آن مى نواخت…

 

 
 

استاد عبدالباسط در گفتگوهاى خود گفته است: (( سنّم 10 سال بود كه حفظ قرآن كریم را در خلال این مدّت به پایان بردم و مانند نهرى روان از زبانم جارى مى شد، پدرم كارمندى در وزارت نقل و انتقال وپدر بزرگم از علماء بود … من از ایشان راهنمائى خواستم كه قرائتها راچگونه فرا گیرم و آنها مرابه شهر طنطا درشمال مصررا هنمائى كردند تا به دست استاد محمد سلیم علوم قرآن و قرائات را فرا گیرم اما مسافت میان ارمنت كه یكى از شهرهاى جنوب مصر است تا طنطا درشمال بسیار دور بود ولى موضوع ، موضوع آینده و برنامه ریزى براى آن بود، این بود كه براى سفر آماده شدم اما یك روز مانده به رفتنم به سوى طنطا از آمدن استاد محمد سلیم به ارمنت مطلع شدیم، او آمده بود تاكلاسى براى آموزش قرائات در مدرسه دینى ارمنت بر پا كند اهالى ارمنت استقبال شایسته اى از او كردند و پیرامونش حلقه زدند چرا كه ایشان مى دانستند این مرد كیست و قدرت او در علم و قرآن را مى دانستند و گوئى قضا و قدر او را در زمان مناسب به سوى ما روانه كرده بود اهل بلاد گروهى را با عنوان (اصفون المطاعنه) براى حفظ قرآن، تشكیل دادند بنابراین استاد ، علو م قرآن و قرائات را آموزش مى داد و قرآن كریم را تحفیظ مى نمود ، من به آنجارفته و قرآن را نزد او دوباره مُرور كردم و متن شاطبیه كه متنى مخصوص به علم قرائات هفتگانه است را حفظ كردم.))

                              

پس از اینكه استاد عبد الباسط به سن 12 سالگى رسید از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصاً از جانب اصفون المطاعنه به كمك استاد سلیم ـ كه از عبدالباسط به هر جا كه مى رفت تعریف، مىكرد ـ دعوتهائى به سوى او روانه شد ، چراكه گواهى استاد سلیم نقطه اطمینان همه مردم بود. زیارت ازمَزار بانوزینب (س): در سال 1950 به زیارت آل بیت رسول الله (ص) و عترت طاهرینش رفت ،آنچه باعث این امر شد محفلى بود كه به مناسبت ولادت زینب كبرى (س) بر پا شده بود،بانیان این محفل جمعى از بزرگانى از مشاهیر قاریان مانند استاد عبدالفتاح الشعشاعى،استاد مصطفى اسماعیل ،استاد عبدالعظیم زاهر و استاد ابو العینین شُعیشَع و غیر ایشان ازنخستین قُرّاء رادیو بودند…پس از گذشت نیمى از شب و در حالى كه مسجد زینبیه از گروهِ انبوه محبین آل البیت (ع) كه از هر نقطه آمده بودند موج مى زد،یكىاز نزدیكان عبدالباسط از مسئولین مجلس اجازه خواست تا این جوان با استعداد 10 دقیقه اى را به تلاوت بپردازد ، او اجازه داد وقارى جوان از سوره احزاب در میان جمعیتى با این كثرت شروع كرد…سكوت همه جاى مسجد را فرا گرفت و همه دیده ها یه این قارى كوچك جلب شد كه با جرأت در جایگاه قاریان بزرگ نشسته است…اما سكوت دقائقى بیش طول نكشید و تبدیل به فریادهائى شد كه مسجد را مىلرزاند،(الله اكبر) (ربنا یفتح علیك)… الخ كه این فریادها مستقیماً از دل برمى خواست،و به جاى 10 دقیقه قرائت به یك ساعت و نیم ادامه پیدا كرد ،حضّار تصور مى كردند كه ستونها و دیوارهاى مـــــــسجد هــــم با آنها هم صدا شده انــد و گوئى كه صداى سنگها را مى شنیدند كه تنزیه و تسبیح مى گفتند. معرفى عبدالباسط به رادیو: با پایان یافتن سال 1951 استاد ضباع از عبدالباسط خواست تا براى قرائت در رادیو اقدام كندولى عبدالباسط با توجه به ارتباطش با مردم صَعید و نیز به جهت اینكه رادیو یك برنامه خاص و منظّمى را مى طلبد مایل بود كه این قضیه را به آینده واگذار كند امّا از آنجا كه خواست وبرنامه هاى الهى مافوق همه اراده ها وبرنامه ها است استاد ضباع نوارى را كه عبدالباسط در روز ولادت زینب كبرى (س) خوانده بود ،كه بسیار اعجاب برانگیز هم بود، به هیئت داوران رادیو داد و همگان از اداء قوى و صوت عالى او تعجب كردند …

                              

و به هر حال در سال 1951 عبدالباسط به رادیو راه یافت تایكى از ستارگان درخشنده در آسمان تلاوت باشد،پس از به دست آوردن این شهرت در طول چند ماه ، عبدالباسط ناچار بود كه سر پناهى در قاهره بر پا كند و همراه با خانواده اش كه ایشان را از صعید منتقل كرده بود در جوار فرزند رسول خدا زینب (س) اقامت كند بانوئى كه مسبّب شهرت و ملحق شدنش به رادیو شده بود و به قول میلیونها نفر از مردم او را چون موهبتى به اسلام و مسلمانان هدیه كرده بود ، با ملحق شدن اوبه رادیو اقبال مردم براى خرید گیرنده هاى رادیوئى زیاد شد و در اكثر خانه ها گسترش یافت و هر كس دریك روستا یا یك منطقه رادیوئى داشت، صداى آن را بلند مى كرد تا همسایگان هم صداى او را بشنوند بالاخص در روزهاى شنبه مضافاً به اینكه محافل خارجى او هم مستقیم بر امواج رادیو پخش مى شد.


                               

دیدار از كشورها: از سال 1952در ماه مبارك رمضان و یا غیر رمضان مسافرتهاى او به دورترین نقاط عالم شروع شد، حتى بعضى از دعوتهائى كه از او مى شد به مناسبت برگزارى یك محفل نبود بلكه از اودعوت مى شد تا در آن كشور حضور داشته باشد و هنگامى كه سوال مى شد به چه مناسبتى از استاد دعوت كرده اید ؟ مى گفتند: كه محفل به خاطر ایشان برگزار شده است چرا كه هنگامى كه استاد در یك محفلى حضور دارد فضائى از سُرور و شادى در آن مكان حاكم مى گردد … این قضیه از استقبال كشورهاى مختلف جهان از او در چهار چوب استقبالهاى رسمى و دولتى و یا مردمى معلوم مى شود … رئیس جمهور كشور پاكستان در فرودگاه به استقبال او آمد او را ملاقات كرده و با او مصافحه نمود، در جاكارتا در كشور اندونزى در بزرگترین مساجد آنجا به تلاوت قرآن كریم پرداخت در حالى كه هر گوشه مسجد ازحاضرین پر شده بود و جمعیت با مسافت یك كیلومترمربع به خارج مسجد كشیده شده بود ودر میدانِ مقابل مسجد بیش از 250 هزار مسلمان تا صبح در حالى كه سر پا ایستاده بودند به صداى او گوش مى داند…از میان كشورهائى كه عبدالباسط به آنجا سفرنمود هند است ، او به مسافرت به كشورهاى عربى و اسلامى بسنده نكرد ، بلكه شرق و غرب و شمال و جنوب عالم را پیمود تا در همه نقاط به مسلمانان دست پیدا كند… ازمشهورترین مساجدى كه در آن به تلاوت پرداخته است ، مسجدالحرام در مكه ،مسجد نبوى (ص) در مدینه منوره ، مسجد الاقصى در قُدس ، مسجد ابراهیمى (ع) در فلسطین و مسجد اَموى در دمشق و مساجد مشهورآسیا ، آفریقا، ایالات متحده، فرانسه ، لندن، هند و اكثر كشورهاى جهان بوده است هیچ روزنامه رسمى و یا غیر رسمى از عكس و نوشته هائى كه بر اسطوره بودن او دلالت دارد و مستحق تقدیر و احترم است، خالى نیست.
بیمارى و وفات: مرض قند در اوشدت گرفت ،اما او با تناول غذاها و نوشیدنى هاى مختلف با این بیمارى به مبارزه مىپرداخت، ولى با اضافه شدن التهاب كَبدى، دیگر توان مقاومت در برابر این دو مرض را نداشت، او را به بیمارستان دكتر بدران در جیزه بردند ، اما اطبّاء به او توصیه كردند كه براى معالجه به لندن برود ، او به آنجا رفت اما پس از اقامت یك هفته اى در آنجا از پسرش ابن طارق كه همراه او بود خواست كه او را به مصر برگرداند و گوئى كه احساس كرده بود كه روزگار عمر سپرى شده است و وقت لقاء خداوند نزدیك شده و براستى زندگى جز ساعتى نیست كه به زودى مى گذرد ، روز وفات او به مَثابه صاعقه اى بود كه بر قلوب میلیونها مسلمان در هر مكانى از دنیا واردآمد، هزاران نفر از دوستداران صدا، اداء، و شخصیت او با تمام اختلاف زبان و … جنازه اورا تشعیع كردند ، در این تشعیع همه سُفراء كشورهاى جهان به نیابت مردمشان حضور داشتند،و چون عبدالباسط سبب پیوند و علاقه در بین بسیارى از مردم در كشورهاى مختلف بود روز 30 فبریه در هر سال روز تكریم از این قارى بزرگ اعلام شد تا مسلمین به یادِ روزِ 30/11/1988 یاد او را گرامىداشته باشندروزى كه او ازمیان ما رفت واز زندگى این دنیا به زندگى جاودانى پیوست.

 

سوره تکویر که از تلاوت های معروف ایشان است در لینک زیرقابل دسترسی است.

 

سوره تکویر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 13:8  توسط امین کردبچه چنگی  | 

استاد محمد محمود طبلاوی

ولادت

استاد محمد محمود طبلاوى نائب نقیب القراء و قارى مسجد جامع ازهر در روز 14 نوامبر 1934م  در روستاى میت عقبه مركز امبابه الجیزه  در روزگارى كه آنجا روستاى كوچكى بود به دنیا آمد، آنچه میت عقبه بیش از هر چیز در آن زمان به آن اهتمام مى ورزید انتشار و حفظ قرآن كریم بود، پدرش حاج محمود او را به آموزشگاه  روستا برد تا از حافظان قرآن شود زیرا كه محمد تنها پسر او بود او در حالى كه در دوستى قرآن و حفظ آن غرق شده بود؛ در سن چهار سالگى راهی آموزشگاه شد و در سن ده سالگى حفظ و تجوید آن را به پایان برد.

براى این جوان علاقه مند به كتاب خدا كه به چیز دیگرى به جاى آن راضى نمىشد آغاز سخت و دشوارى وجود داشت، استاد طبلاوى از خاطرات فراموش ناشدنى خود مىگوید:" پدرم با تضرع و زارى به سوى آسمان روى كرده و پیوسته دعا مىكرد كه خداوند به او فرزندى عطا كند تا او را وقف قرآن كریم نماید و از اهل قرآن و رجال دینى شود، خداوند هم دعای او را  بى اجابت رها نكرد و او را صاحب تنها فرزندش (محمد) ساخت. پدرم با تولد من بسیار مسرور شد سرورى كه در طول عمرش مثل آن را تجربه نكرده بود، خوشحالى پدرم تنها به خاطر این نبود كه داراى فرزندى شده است، بلكه به این جهت شاد بود كه فرزندى از جرگه حافظان قرآن كریم را صاحب گشته است. چرا كه پدرم به این موضوع یقین داشت كه قرآن تاج پُر افتخارى است كه هر كس آن را به سر بگذارد بسیار شكوه مند خواهد شد، و این نعمت بزرگى كه خداوند بر من منت نهاده و به من ارزانى داشته مرا وا مى دارد كه روز و شب به درگاه او دعا كنم كه این عمل جلیل را از حسنات پدرم قرار دهد و نیز قرآن كریم را به مصداق آیه 28 از سوره حدید، براى او نورى قرار دهد كه روشنگر راه او باشد، این دعا را به این خاطر مىكنم چون پدرم با اصرار و صبر فراوان و كمك ها و مساعدت هاى بى شمارى كه براى من داشت؛ و همه كار مى كرد تا من براى حفظ قرآن فراغت لازم را داشته باشم ."

این جوان با استعداد در حفظ قرآن كریم به طور كامل همراه با احكام آن حتى لحظه اى هم سستى به خرج نداد و پیوسته با التزام و انتظام شدید به آموزشگاه مى رفت و در هر ماه كل قرآن را مرور مى كرد.

استاد طبلاوى مىگوید:

" من به عنوان یك قارى ناشناخته و كوچك، آغاز نمودم همانند هر قارى دیگر كه از میان سنگلاخها و امواج زندگى كه همچون سیلى بر گونه او نواخته مى شود در راه خود پیش مى رود. بنابراین در مناسبت هاى سال و یا مناسبات دیگر تلاوت مىكردم، این تلاوتها همه در ابتداى زندگى قرآنى ام یعنى در دوران قبل از بلوغ و سن 15 سالگى بود. من به آنچه خداوند روزى ام مىفرمود راضى بودم كه افزون بر 3 جنیهه - واحد پول مصر- نمى شد و هنگامى كه 5 جنیهه نصیبم مى شد خیال مى كردم به عظمتى بالا دست یافته ام.

 

استعداد و شروع شهرت

استاد طبلاوى كسانى را كه در نصیحت و ارشاد او كوشیدند فراموش نمى كند و پیوسته آنانى را كه وسیله بارور كردن استعدادش در حفظ و تجوید بودند را به نیكى یاد مىكند و مى گوید:

" من دائما به دنبال فرصتى هستم تا با خود خلوت كرده و شروع كارم با قرآن كریم و اولین گامهایم در این راه تا رسیدن به دروازه هدایت قرآنى را یاد آورى كرده و مرور كنم كه من به افراد زیادى مدیون هستم. بنابراین براى پدرم، استادم، و هم كلاسى هایم كه به من شجاعت مىبخشیدند و در حالى كه من خردسال بودم به من گوش مىكردند و مرا به یادآورى این نكته وادارمى كردند كه من قارى با استعدادى هستم، دعا مى كنم، به یاد مى آورم فرمایش استادم را كه مىفرمود: - محمد تو با استعدادى و صدایت جداً قوى و زیباست- استادمان كه به فطرت افراد آگاه بود ما را از هم متمایز مى كرد و مى فرمود: محمد طبلاوى صداى بَمى دارد، فلانى صداى كوبنده اى دارد، فلانى صداى … و دائما مرا با توجه به صدایم تشویق مى كرد و با اهتمام خاصى كه به من داشت از من سرپرستى مى كرد دائما به من سر مىزد و با دقت در حفظ كردن من نظر داشت."

 استاد طبلاوى در سن 12 سالگى به مراسم احیاء بزرگان و مسئولان و شخصیتهاى بارز در كنار مشاهیر قاریان رادیو دعوت مىشد و در بین ایشان جایگاه بالایى پیدا كرده و در جیزه، قاهره، و قلیوبیه شناخته شد و تا بدانجا رسید كه از سوى بسیارى از خانواده ها براى مراسم احیاء با توجه به قوت اداء وخلاقیت هاى والا و روحیه جوانش كه او را براى قرائت پیوسته، در یك مدت 2 ساعتى بدون هیچ خستگى و بدون اظهار سختى كمك مى كرد ترجیح داده مى شد، مضافاً این كه مردم هم براى پیوسته خواندن او اصرار مىكردند و براى زیاده گوش دادن به او ابراز شوق مىكردند و مواظبت شدید او نسبت به صدایش و مداومت بر نشستن با قاریان برجسته نظیراستاد رفعت، استاد على محمود، استاد محمد سلامه، استاد صیفى، بهتیمى و مصطفى اسماعیل و غیر از ایشان از قاریان پیشتاز رادیو، و گوش دادن به آنها چه مستقیماً و چه از طریق رادیو او را بر این امر یارى مى داد.

 ملحق شدن به رادیو

استاد طبلاوى براى ملحق شدن به رادیو بیشترین تلاش را نسبت به قاریان دیگر داشت، و حتى نسبت به صبر و تحملى كه او در مراجعه به رادیو براى پیوستن به آن به عنوان یك قارى داشت، مورد رشك بود، او نُه بار براى این كار اقدام كرد اما مشیّت الهى ما فوق مشیت بشر است و خداوند در این نُه مرتبه به او اجازه نداد، اما در مرتبه دهم توانست امتیاز مورد نظر را به دست بیاورد و به رادیو ملحق گردد.

 خارج از مصر

استاد طبلاوى مى گوید:" من در ضمن یك گروه دینى از مصر به دعوت شیخ ابوالحسن ندوى به هند رفتم رئیس گروه، مرحوم دكتر زكریا برى؛ وزیر اداره اوقاف در آن وقت بود، و اتفاقا ما به جهت تاخیر در پرواز به مدت نیم ساعت دیر به كنفرانس رسیدیم، دكتر برى  با هوش و درایتى كه داشت گفت: تنها كسى كه مى تواند قبل از ما حركت كند و جلوتر از ما داخل شود استاد طبلاوى است چرا كه او با لباس خاص خود شناخته شده است و در اینجا معروف و مشهور است و در دل مردم، جایگاه والایى دارد و چه بسا عمامه و شال در عفو و بزرگوارى میزبانان نسبت به تاخیر ما نقش داشته باشد، و درست آنچه دكتر برى انتظار داشت اتفاق افتاد و چیزى كه با آن روبرو شدیم آن بود كه رئیس كنفرانس با صداى بلند گفت: گروه مصرى آمدند و پیشاپیش آنان استاد طبلاوى است و به ما خوش آمد گویى كرد و گفت: باید جلسه را از از اول شروع كنیم،…  بعد از پایان جلسه همه حضار اطراف مرا گرفته و با من عكس هاى یادگارى مى گرفتند.

دعوت ها و مسافرت ها

او به بیش از هشتاد كشورعربى و اسلامى و غیر آن سفر كرده است، از جمله دعوت هایى كه او داشته است دعوتى از جانب آقاى جان لاتسیس از یونان براى تلاوت قرآن براى اولین بار در تاریخ این كشور و نیز دعوتى كه از طرف مسئولین ایتالیایى از طریق سفارت مصر به شهر روم براى تلاوت در مقابل جمع  كثیرى از مهاجران عرب و مسلمان، مىباشد. استاد طبلاوى دعوت كاخ پادشاهى اردن را براى احیاء مرثیه ملكه زین الشرف؛ مادر ملك حسین شاه اردن را هم فراموش نمى كند و نتیجه این زندگى قرآنى نوارهاى بسیارى است كه در جلسات خارجى خوانده است كه همه آنها در شركت ابراهیم فِن كه مدیریت آن با حاج ابراهیم طبلاوى است موجود می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:40  توسط امین کردبچه چنگی  |